امروز، فرصتی دست داد تا فیلم جنجالی 300 را ببینیم. دقّت در برخی از دیالوگ های این فیلم
ما را ناگاه، به سوی برخی برداشت های سیاسی کشاند که غیر از علاقه ماست.

امّا آنچه از برنامه ریزی دقیق و حساب شده، برای بهره برداری های سیاسی گوناگون در شرایط حساس کنونی یاد می شود، چیزی شاید جزء انعکاس التهاب افکار عمومی نسبت به موضوع نباشد و اگر هدف نیز تاثیر منفی بر این افکار باشد می توان باور نمود که مکانیزم های انتزاعی کنترل رفتار دولت ها همچون افکار عمومی چنان جایگاهی یافته است که وزن آن شاید هم پایه برخی بازیگران بین المللی در عصر حاضر باشد.
در یکی از دیالوگ های فیلم 300، یک یونانی می گوید:
1-" امیدوارم دولت برتری در آینده، شجاعت مقابله با پارسی ها را داشته باشد." (آماده سازی اذهان و ایجاد رسوب در ناخودآگاه مخاطب که این دولت برتر همان آمریکا یا ....است)
2-" اگر ما مشغول بررسی چگونگی برخورد بهتر با آن ها باشیم، تاکتیک های تروریستی آن ها ما را شکست خواهد داد." (اشاره و تاکید بر عدم پیگیری روش های مسالمت آمیز حل و فصل

اختلافات (این آیین ها معمولا زمان بر و بی فایده تلقّی می شوند) و القاء این تفکّر که، بهترین گزینه همان برخورد نظامی است و این که، قدرت و نفوذ ایران ناشی از تاکتیک های تروریستی تلقی می شود و ذهن مخاطب نیز برای پذیرش چنین برخوردی، استدلال خود را خواهد یافت. آیا تاکید بر جدا نمودن مفاهیمی همچون دولت و ملّت –بیان این که ملت ایران جدا از دولت آن است یا پیام به ملّت آمریکا، نوعی تز و آنتی تز متناقض که مشروعیت حکومت ها را هدف قرار می دهد می تواند مولّفه های خود را از زبان دولت ها اخذ نماید و یا این که، خرد جمعی بشری حاکم بر تعیین چارچوبی برای تلقی مشروع و غیر مشروع بودن آنهاست. تاکید بر وحدت حقوق بین الملل نقش این عناصر را به صورت موزاییکی تحلیل کرده و در بستری که حقوق بین الملل محیط بر آن است نه این که عنصری بستر ساز و اثبات کننده اعتقاد بر نفی برخی از اصول باشد.
3- "ما باید تمام دموکرات ها را بکشیم "، انعکاسی از تفکر نو محافظه کاری و این که هر نوع تعلّل پذیرفتنی نیست حتی اگر مجبور باشید هموطنان خود را نیز از دم تیغ بگذرانید.
دفاع مشروع اصل پذیرفته شده ای در حقوق بین الملل بوده و حق نیز محسوب می گردد که علاوه بر شرایط مورد نیاز بر ایجاد چنین حقی(آنی بودن خطر-تنها راه ممکن-عدم وجود فرصت تامّل) اعمال آن نیز باید همراه با رعایت اصولی باشد.(ضرورت،معقول بودن و تناسب). آنچه که در این باب اهمیت دارد رابطه ای است که میان آنی بودن خطر و اصل ضرورت برقرار است و آن همان امحاء منبع خطر است.
به جهت این تلقی که، برخی از دولت ها یا منابعی که به زعم آن ها خطر بالقوه محسوب می شوند(گروه های تروریستی و غیره) در برخورد با خواست دول قدرتمند تمایل به ریسک پذیری بیشتری نسبت به دیگران دارند. از اینرو دوام تهدید منتج از این وصف، رابطه فوق الا شعار را از منظر حقوقی تضعیف می کند. در واقع، رابطه میان تهدید مستقیم و دفاع در مقابل این تهدید زایل می شود. چراکه در این وضعیّت، موضوع تهدید (طرفی که قائل به وجود تهدید مستمر و دوام آن است) در تشخیص لحظه دفاع در مقابل چنین تهدیدی دارای اختیار می شود و باالنّتیجه، دفاع بر اساس فرصت صورت می گیرد نه بر اساس ضرورت و این خدشه ای اساسی بر شرایط اعمال حق دفاع مشروع وارد می سازد که فقط قائل به وجود یک لحظه و فرصت در بکارگیری آن است. این درحالی است که، دفاع(حمله) پیش دستانه شمار نا محدودی از این فرصت ها را در اختیار تهدید شونده قرار می دهد.
دوست عزیز آقای مقامی با یادداشتی در وبلاگ خود به این موضوع از زاویه ای دیگر گون نگریسته اند.

